السيد موسى الشبيري الزنجاني
2479
كتاب النكاح ( فارسى )
زمان واحد باشد ، يعنى هر دو در عرض هم در حبال او باشد كه حضرت مىفرمايد جايز نيست . توضيح اينكه اگر هر دو دائمى باشند جمع بين آن دو در زوجيت نيست ، اما اگر ازدواج انقطاعى يكى از آنها محقق شد ، مانع از ازدواج دائمى با ديگرى مىشود ؟ حضرت مىفرمايد : در اين حكم فرعى بين دوام و انقطاعى نيست . در مسأله حرمت جمع بين ام و بنت . مسأله دخول مطرح نيست . چه دخول به مادر كرده ، باشد چه دخول نكرده باشد ، نميتواند تا مادامىكه مادر در حبال اوست و ايّام متعه منقضى نشده و فسخ نكرده ، دختر را به ازدواج خود در بياورد ، على اىِّ تقدير مسأله از نظر شرعى روشن است و اين روايت هم قابل توجيه است . 2 ) روايت دوم : الاحتجاج من كتاب آخر لمحمد بن عبد الله الحميرى الى صاحب الزمان عليه السلام من جواب مسائله التى سأله عنها ( الى ان قال ) و سأل هل يجوز لرجل ان يتزوج ابنة امرأته فأجاب ان كانت ربّيت فى حجره فلا يجوز و إن لم تكن ربّيت فى حجره و كانت امّها فى غير عياله « 1 » فقد روى انه جائز و سأل هل يجوزان يتزوج بنت ابنة امرأة ثم يتزوج جدّتها بعد ذلك فأجاب قد نهى عن ذلك « 2 » ذيل روايت به بحث ما كه حرمت مادر زن است مربوط مىباشد . كه شخصى با نوه ازدواج ، كرده حالا مىخواهد با جدّه آن زن ازدواج كند ، چون مراد از امّ الزوجهٌ محل بحث اعم از امّ بلا واسطه مع الواسطه است و شامل هر دو مىشود لذا سيد فرمود « و ان علت » اين روايت شاهد است كه حرمت امّ الزوجه جدّه زوجه را هم شامل مىشود . ليكن بحث در عبارت اول روايت است . به حسب دلالت روايات و اشعار آيه شريفه
--> ( 1 ) نسخه رسائل فى غير حباله است . ( 2 ) - جامع الاحاديث ج 25 / 547 باب متقدم ج 8 رقم 37859 و وسائل الشيعة 20 / 460 باب 18 من ابواب ما يحرم بالمصاهرة ج 7 رقم 26093